الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

407

الغدير ( فارسى )

- درودى آنچنان شايسته و بليغ كه زيبايى واژگانش با كمال معنى درهم آميزد . - بزرگداشت و تكريمى بسزا ، و برترين و آراسته‌ترين درودها نثار گرامىترين ياران باد . - نخست بوسه بر خاكى مىزنم كه خاكپاى و رهگذار دوست است ، و مىكوشم تا خاطرات خود را زنده نگهدارم . - از سرزمينى اين پيام نثار آن دوست باد كه همهء ساكنانش در حمايت او كامكارند . - به سوى آن بزرگوارى كه هركس بر درش شتافت ، به هرعزت و نعمت دور و نزديك دست يافت . - درگاه او پناهگاه و ملجأ بزرگان است كه همه به تعريف او زبان مىگشايند . - جوانمردى كه خير و آسايش را در دو دست دارد : خير را در دست راست ، و آسايش را در دست چپ . - جناب امير امجد ، آن سرور گرامى كه جمال دين و سرافرازى است ، خدايش يارى دهاد . - اما بعد ، اين بنده از شور و شوقى كه به اوج رسيده و پايان ندارد ، رنج مىكشم و ملامت مىبرم . - اين دوستدار شما ، از آن فراقى كه آتشش دل را شعله‌ور ساخته ، و كوه استوار شكيبش را فروريخته است ، شكوه‌ها دارد . - گرچه دورى و فراق ، شما را از ديار يار دور داشته است ، اما ما در حفظ و رعايت پيمان مودّت كوشاييم . - خوشا نامهء مهرآميزى كه از سوى شما رسيد ، و ديدارش دل را در سينه به شكوفايى و شادابى واداشت . - هرگز دوستان را از اخبار خود محروم مداريد كه نامه و گفتار دوستان همچون محضر و ديدارشان تسلّىبخش است ؟ - من نيز خوب و تندرست هستم ، جز اينكه آتش شيفتگى دلم را آب كرده ، و به كشتارم برخاسته است .